شعر: اگر مانده بودی
اگر مانده بودي ترا تابه عرش خدا مي رساندم
اگر مانده بودي ترا تا دل قصه ها مي كشاندم
مانده بودي اگر نازنينم زندگي رنگ و بوي دگر داشت
اين شب سرد و غمگين غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
باتو اين مرغك پر شكسته انده بودي اگر بال و پر داشت
باتو بيمي نبودش ز طوفان مانده بودي اگر همسفر داشت
خرمنم را به اتش كشيدي سوختم من نديدي نديدي
مرگ دل آرزويت اگر بود مانده بودي اگر مي شنيدي
با تو دريا پراز ديدني بود شب ستاره گلي چيدني بود
خاك تن شسته در موج باران در كنار تو بوسيدني بود
بعد تو خشم دريا و ساحل بعد تو پاي من مانده در گل
مانده بودي اگر موج دريا تا ابد هم پر از ديدني بود
با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم
بهترين شعر هستي رو با تو مانده بودي گر مي سرودم
((هما ميرافشار))
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 1:38 توسط reza
|
سلام من رضا هستم امیدوارم